58 . تبها و بيماريهاي ديگر. مطالعهٴ هر يك از انواع بيماريها به درازا ميكشد و به منظور ما هم كمكي نميكند؛ كافي است كه به رسالههاي مهم اشارهاي شود و برخي ملاحظهها عرضه گردد.
بيماريهاي پوست، به طور معمول، به جراحان واگذار شده بود. پزشكان توجه به آنها را دون شأن خود ميدانستند. از اين رو، بيشتر جراحان بودند كه بنابر تجربه با روغنهاي جيوهدار و محصولات مشابه ديگر آشنايي داشتند. عجبي نيست كه سيلان بزاق ناشي از مصرف نابجاي جيوه را اول بار يك جراح كشف كرد، يعني تئودوريك بورگونيوني. از اين روست، كه برخي مورخان نميتوانند در يك متن قرون وسطايي اشارهاي به جيوه ببينند، بدون آنكه به سيفيليس نينديشند. اين تصور نادرست است: املاح جيوه براي ناراحتيهاي مختلف (از جمله بيماريهاي قارچي پوست) بهكار ميرفت1 (و هنوز هم بهكار ميرود)، كه هيچ ربطي به سيفيليس ندارد، برعكس، جيوه موارد استعمال موٴثري داشت كه مبين استفاده از آن براي معالجهٴ بيماري شايع سيفيليس در سدهٴ شانزدهم، است. (هنوز اشارهٴ غيرقابل اشتباهي به سيفيليس بهدست نياوردهام كه مقدم بر سدهٴ پانزدهم، باشد).
هنگام گفتگو از بيماريهاي پوستي عموماً نخستين تشخيص عامل بيماري جرب را از ابنزهر پزشك بزرگ اسپانيايي ميدانند، ولي احمد بن محمد طبري پزشك ايراني در اين زمينه دو سده، بر او فضل تقدم دارد.
كار طبي ابن رشد طبعاً تحتالشعاع شهرت فلسفي او قرار گرفت، در غير اين صورت، يك موفقيت در قلمرو تأليف و گردآوري موضوعات پزشكي تلقي ميگرديد. با اين حال، ابنرشد را بايد كاشف برخي چيزها دانست. مثلاً از قرار معلوم او نخستين كسي بود كه دريافت يك بار ابتلا